العلامة المجلسي
20
حياة القلوب ( فارسي )
الرّجل ليهجر حسبنا كتاب اللّه » « 1 » يعنى : « اين مرد هذيان مىگويد ، كتاب خدا ما را كافى است » . با آنكه آن ملعون تفسير يك آيهء قرآن را نمىدانست وهر مسأله كه عارض مىشد أو ورفيقش معطل مىماندند وپناه به حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام مىآوردند تا آنكه سنّيان نقل كردهاند كه در هفتاد موضع عمر گفت : « لولا عليّ لهلك عمر » « 2 » « اگر على نمىبود عمر هلاك مىشد » . واگر كتاب خدا بس بود امّت را ، اين قدر اختلاف در ميان آنها چرا بهم رسيد ؟ ودر ضمن تفسير آيات وترجمهء أحاديث دلايل بسيار مذكور مىشود ان شاء اللّه . امّا آيات ؛ خدا مىفرمايد إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ « 3 » بعضي از مفسران گفتهاند كه يعنى « توئى ترساننده وهدايت كنندهء هر قوم » كه هاد عطف باشد بر منذر ؛ وبعضي گفتهاند مراد آن است كه « توئى ترساننده كفّار وفجّار از عذاب الهى وهر قوم را هدايت كنندهاى هست » « 4 » پس از قبيل عطف جمله بر جمله خواهد بود ودلالت مىكند بر آنكه هيچ عصري خالى از امام هدايتكننده نيست ، وبر تفسير أخير أحاديث از طريق عامه وخاصه بسيار است چنانكه عامه از ابن عباس روايت كردهاند كه : چون اين آية نازل شد رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه : من انذاركنندهام وعلى هدايت نماينده ، يا علي ! به تو هدايت مىيابند هدايت يافتگان « 5 » . وأبو القاسم حسكانى در كتاب شواهد التنزيل روايت كرده است از أبى بريدهء اسلمى كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آب وضو طلبيد وحضرت علي بن أبي طالب عليه السّلام حاضر بود ، چون از وضو فارغ شد دست حضرت أمير المؤمنين را گرفت وبه سينهء مبارك خود
--> ( 1 ) . رجوع شود به صحيح مسلم 3 / 1259 ؛ صحيح بخارى 1 / 37 ؛ مسند أحمد 5 / 135 . ( 2 ) . الاستيعاب 3 / 1103 ؛ مناقب خوارزمي 39 ؛ تذكرة الخواص 147 ؛ وبراي اطلاع بيشتر رجوع شود به الغدير 6 / 93 . ( 3 ) . سورهء رعد : 7 . ( 4 ) . مجمع البيان 3 / 278 ؛ تفسير طبري 7 / 342 . ( 5 ) . مجمع البيان 3 / 278 ؛ تفسير طبري 7 / 344 ؛ تفسير فخر رازي 19 / 14 . وبراي اطلاع بيشتر از مصادر عامه رجوع شود به كتاب إحقاق الحق 3 / 88 .